X
تبلیغات
رایتل
نسیم منزل لیلی
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 23 تیر‌ماه سال 1382
پاسخ
بر روی ما نگاه خدا خنده می زند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

پیشانی ار از داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

مارا چه غم که شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او می گشاید…او که به لطف و صفای خویش
گویی که خاک طینت ما را زغم سرشت

طوفان خنده ما را زلب نشست
کوهیم و در میانه دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست
زینرو به موج حادثه تنها نشسته ایم

آن آتشی که در دل ما شعله می کشید
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما که سوختیم از شرار عشق
نام گناهکارهءرسوا! نداده بود

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ما
((هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما))
فروغ فرخزاد


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 18293


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها